به گزارش شهرآرانیوز؛ سفرهای خانوادگی از سفرهای مورد علاقه ما ایرانیهاست که معمولا از کودکی تجربه آن را داریم و خاطرات خوبی هم برایمان به یادگار گذاشته است. هرچند بچهها وقتی به سنین جوانی میرسند سفرهای مجردی با دوستان خود را ترجیح میدهند، اما محبوبیت سفرهای جادهای با خودرو شخصی هنوز رتبه نخست سفر در ایران را داراست.
در این نوع سفر علاوه بر هزینه کمتر، محدودیت کمتری در همراه کردن ملزومات وجود دارد و باوجود خستگی، ترافیک، خطرات جادهای و طولانی شدن مسیر، این حسن وجود دارد که خودرو همیشه در دسترس است و هر جایی که قصد کنیم توقف میکنیم و به هرجا که خواستیم میتوانیم برویم.
سفرهای به اصطلاح «کمپینگی» شیوه تعریف شده در کشورهای توسعهیافته است و ارتباطی با طبقه اقتصادی افراد ندارد و بیشتر مختص طبیعت است، اما در ایران این مدل از سفر معمولا با توجه به جیب مسافر انتخاب میشود.
مسافری که چادرش را روی چمنهای حاشیه بولوار فرودگاه برپا کرده است میگوید: این روزها هزینههایی مانند وسیله رفتوآمد، اسکان و خوردوخوراک در مسافرت با توجه به موقعیت اقتصادی بیشتر مردم، هزینهای اضافی و خارج از سبد خانوارهاست.
سفرهای تابستانی هم بهجز تعطیلی مدارس بیشتر به دلیل اینکه نیاز صددرصدی به اسکان در محیط بسته ندارد و محدودیت انتخاب فضای اسکان کمتر است جذابیت دارد.
البته به نظر میرسد این موضوع شکل خاصی از سفر را در کشور پدید آورده است که شاید به نوعی کمپینگ باشد، اما فاصله زیادی با اصل روش سفر کمپینگی در کشورهای دیگر دارد. در فصول اوج سفر در هر نقطه شهر، مثلا پیادهرو یا کنار یک پارک خطی جلو در منزلتان میتوانید شاهد صحنهای تکراری باشید که یک چادر مسافرتی و گاز پیکنیکی روشن و پدری در کنار خودرو روی زیرانداز در خوابی عمیق فرو رفته است.
از کنار زمین ورزشی محصور حاشیه یک پارک محلی میگذشتم که چشمم به چادر مسافرتی برپا شده در گوشه زمین افتاد. بوی غذای در حال پختشان در محل پیچیده بود، پدر خانواده در سایه ورودی چادر دراز کشیده و بچهها درحال بازی همان اطراف بودند که مادرشان با تعدادی ظرف شسته شده در زیر بغل نزدیک شد.
وقتی رسید پرسیدم: مسافرید؟
-بله از تویسرکان آمدهایم.
اینجا که با حرم خیلی فاصله دارد! چطور اینجا اتراق کردهاید؟
-خب ماشین داریم هر وقت بخواهیم میرویم زیارت، اما اینجا هم خلوت است هم امنیت دارد. شبها روشن است و سرویس بهداشتی و آب تمیز هم نزدیکمان است. پول هم نمیخواهد پرداخت کنیم.
-چند روز قرار است اینجا باشید؟
-فعلا هستیم، سه چهار روزی احتمالا.
برایشان آرزوی سفر خوشی کردم و فاصله گرفتم. آقایی از محلیها که از ابتدای گفتوگو ما را زیرچشمی زیر نظر داشت نزدیک آمد و گفت: نمیدانم چه رسمی است که هرکسی هرجا که میخواهد بساطش را پهن میکند! اینجا محل ورزش بچههاست، این آقا با ماشینش رفته داخل و وسیله پهن کرده است! وقتی هم جمع میکنند کلی زباله در محل باقی میگذارند و میروند.
جایی خواندم که توریسم انبوه یا توریسم تودهای یا Mass Tourism پدیدهای است که همزمان با رشد صنعت گردشگری در بیشتر مقصدهای توریستی در کشورهای توسعهنیافته جهان نشان از فقدان مدیریت و نگرش جامع و برنامهریزی جهت کسب درآمد صرف از این صنعت و منابع طبیعی وابسته به آن دارد.
اما این اصطلاح توریسم انبوه معمولا بهعلت تخریبهای گسترده زیست محیطیاش شناخته شده است.
در کشورهای توسعهیافته این نوع گردشگری بهدلیل تجربهها و عوارض منفیاش بهتدریج از حوزه فعالیتهای گردشگری حذف شده است و بهعنوان وجه منفی گردشگری شناخته میشود که در برابر «گردشگری پایدار» قرار میگیرد.
توریسم تودهای یا توریسم انبوه، معمولا آثار منفی زیستمحیطی خود را بهعنوان عوارضی خارجی و درجه دوم نشان میدهد، زیرا در نگاهی سطحی بهنظر میرسد که گردشگران بهای گذراندن تعطیلات خود را در مقصد میزبان پرداخت میکنند، اما در حقیقت هزینه پرداخت شده به هیچ عنوان هزینههای منفی ایجاد شده را پوشش نمیدهد و واقعیت این است که این هزینهها بر قیمت کالا و خدمات گردشگری افزوده نشده است.
سالها پیش نیت بیش از نیمی از سفرها با توجه به فرهنگ ایرانی - اسلامی مردم ایران، «دید و بازدید از دوستان و نزدیکان» بود که پس از دوران همهگیری کرونا و شکلگیری فرهنگ رعایت فاصله فیزیکی ویژه آن سالها، این مقوله اندکاندک کمرنگ شد و در کنار آن مشکلات اقتصادی هم رفتوآمدهای فامیلی را هر روز کمتر کرد.
یکی از مسافران ساکن در کمپ غدیر میگوید: ما اینجا فامیل داریم قبلا بهجز زیارت آقا برای دید و بازدید با اقوام هم به مشهد میآمدیم. هم هزینه اسکان نداشتیم هم خورد و خوراکمان تأمین بود، اما در این روزگار دیگر نمیشود این مدلی سفر رفت و سر مردم خراب شد. با این گرانیها یا نباید سفر بروی یا اگر میروی باید با حداقل هزینه و بدون مزاحمت برای فامیل باشد.
دوستی میگفت: به مسافران شمال و عاشقان دریا و جنگل دقت کردهاید؟ طوری با این منطقه برخورد میکنند که انگار یکبارمصرف و شخصی است. بهخصوص بسیاری از کسانی که اهل چادرزدن هستند؛ زبالههایشان همهجا پخش است و در بهترین حالت در پلاستیکی وسط جنگل یا کنار دریا رهایش میکنند و میروند، انگار عدهای منتظرند تا این افراد بیایند و لذت ببرند و بروند و آنها پشت سرشان پسماندهایشان را جمع کنند!
چای داغ یا آبجوش را پای درختان چندصدساله هیرکانی خالی میکنند و دلشان برای این میراث زیبای خدادادی نمیلرزد! به درختان تاب میبندند و شاخ و برگشان را میشکنند. آتش روشن میکنند و میخورند و خوش میگذرانند، اما به ریختن مشتی خاک روی خاکستر آن فکر نمیکنند مبادا پشت سرشان بادی بوزد و جنگل و اکوسیستمش به آتش بیخیالی آنها بسوزد.
در رودخانه ظرف و لباس میشویند و مواد شوینده و آلودگی را به خورد ماهیها میدهند! حتی در هر نقطهای از شهرهای شمالی که دلشان بخواهد بساطشان را پهن میکنند و نمیگویند چهره آن شهر و دل مردمش چگونه زخمی میشود! با خودرو بدون توجه به محل تردد حیوانات با سرعتهای سرسامآور رد میشوند و گاهی به حیوانات منطقه آسیب میزنند. از پلاستیکی که در محیط رها میکنند که دیگر نگویم! خلاصه انگار برای سه روز استراحت خودشان حاضرند دنیا را بههم بریزند.
مرکز پژوهشهای مجلس در دادهپردازیهایی که براساس آمارهای مرکز ملی آمار ایران داشته به این نتیجه رسیده است که در سالهای اخیر سفرهای داخلی با تغییرات محسوسی روبهرو بوده و تعداد سفرهای داخلی و البته تعداد افراد سفرنرفته هم افزایش داشته است.
یکی از کسبه اطراف حرم میگوید: زیاد شدن مسافرها هرچند ممکن است عاملی برای افزایش درآمد شهر شود، اما با خود مشکلاتی هم دارد. مثلا وقتی چند روز تعطیلی پشت سر هم داریم هجوم یکباره مسافران باعث کمبود امکانات میشود. هم مسافر این مواقع ناراضی است هم شهروند میزبان. این موضوع بر کیفیت زندگی میزبان هم تأثیر آزاردهندهای دارد. مثال ساده آن افزایش ترافیک و بسته شدن مسیرهای رفتوآمد مردم و ایجاد گره در زندگی مردم است.
یکی از شهروندان هم دراینباره به نکته خوبی اشاره میکند که درخور تأمل است؛ او میگوید: افزایش ترافیک و آلودگی هوا، معضل کمبود آب و استهلاک زیرساختهای شهری از عوارض هجوم یکباره جمعیت شناور به یک منطقه است، اما بدتر از آن در سفرهای بیضابطه، از نظر فرهنگ و قانون شهرنشینی که در آن مسافران پاسخگوی نهاد یا فرد خاصی در قبال رفتار خود نیستند، آلودگیهای آب، خاک، هوا و محیط، خطرات جانی و مالی به علت اتراق کردن در نقاط ناامن و... از پیامدهای جبرانناپذیر این موضوع است.
او همچنین خواهان تعریف و تدوین و اجرایی شدن سازوکار مشخصی از سوی مردم و حاکمیت برای چنین معضلاتی است.
و، اما یک مشکل دیگر برای طبیعت؛ متأسفانه این روزها با توسعه گردشگری طبیعی، شاهد حضور خودروها و موتورسیکلتهای سنگین و بزرگی هستیم که در مناطق طبیعی برای تجربه لحظاتی لذتبخش میرانند بدون اینکه چهارچوب مشخصی داشته باشند. این اتفاق به قیمت اثرات نامطلوب فرسایش شدید خاک و افزایش ریسک سیلخیزی، حذف رشد گیاه بهدلیل کوبیدگی خاک، آلودگی هوا و آلودگی صوتی و به دنبال آن مزاحمت و کاهش امنیت منطقه برای حیات وحش و نابودی برخی حیوانات و مهاجرت اجباری برخی از گونههای آنها تمام شده است.
لذت آفرود یا ماشینسواری در جنگلهایی مانند قرهداغ یا ارسباران، جنگلهای شمال یا مناطق کویری برای جمعی محدود نباید به بهای از بین رفتن سرمایههایی که وابسته به همه مردم است بینجامد. ورود خودرو آفرود به منطقه جنگلی یا کویری موجب ترس و وحشت حیوانات میشود که بهدنبال کاهش امنیت زیستگاه، به مکانهایی خارج از زیستگاه طبیعی و مناطق ناامن هدایت میشوند.